گفتند سونامی ممکن است به سواحل غربی آمریکا هم برسد. تا صبح بیدار بودم و درس میخواندم. گفتم من که نخوابیدم بروم ببینم چه خبر است. دوربین به دست راه افتادم طرف دریا که از سونامی عکس بگیرم. انگار سونامی پروانه است. مینشیند روی گل، ژست میگیرد، دستش را میزند زیر چانه تا من عکسش را بگیرم. کنار ساحل علامت زده بودند وارد نشوید. بخاطر احتمال سونامی. به روی خودم نیاوردم. رفتم نشستم جلوی دریا. گفتم بیا بیا. سونامی بیا. من که درس دارم بیا. من که مشقام تموم نشده بیا. خیلی بزرگ نیا که کسی صدمه ببینه. فقط انقدر که مدرسه تعطیل شه بیا. مثلا موجهای دو سه متری که عکسشم خوشگل بشه بیا. هیچ! به هیچ جاش حساب نکرد. پلیس اومد گفت مگر علامتها را ندیدی؟ نباید وارد ساحل شوی. دیدم مشقهایم که تمام نشده. سونامی هم که نیامد. عکسی هم که نگرفتم. همین مانده این وسط جریمه هم بشوم. «نو انگلیش» «نو انگلیش» کنان زدم به چاک.
بله! ما که به چشم خودمان چیزی ندیدم. شایعه بود. به قهوه تلخ پیرمرد و نسیم صبح دریا میارزید اما. شایعههای بعدی را هم خریداریم
جمعه ۱۱ مارس ۲۰۱۱، ۶:۳۰ بامداد
لاگونا بیچ، پرتقال آباد

[...] [+] [...]
پروانه میشینه روی گل دستشو میزنه زیر چونهاش ژست میگیره؟
)